چند شب پیش یه شب بعد تولدم خانواده شوهرم اومدن خونمون، بااینکه شب قبلش مهمون داشتم برام مهمونداری دوباره سخت بود اما دونوع خورشت گذاشتم برنج و سالاد و اینا درست کردم، داشتیم شام میخوردیم من کنار خواهرشوهر کوچیکم نشسته بودم همینطوری داشتیم باهم حرف میزدیم میگفت کبد چرب گرفته و یکم ناراحته بخاطر همون نمیتونه زیاد غذا بخوره من بهش گفتم بخور بابا دوروز دنیا ارزش اینو نداره که بخوایم غذا نخوریم (من و این خواهر شوهرم یکم باهم راحتیم شوخی اینا میکنیم) خواهرشوهرم متوجه شوخیم شد و میخندید یهو برادرشوهرم برگشت به خواهرشوهرم گفت "این (منظورش من بودم😐) مث دون دون میمونه همهرو اغفال میکنه"
من یکم یجوری شدم ولی چون اون کارتون رو ندیده بودم خودش برام تعریف کرد که دون دون یه شخصیت کارتونی بود که همه رو اغفال میکرد، من الان اسمشو زدم تو نت دیدمش😑
من خاک برسر اینجور مواقع مغزم قفل میشه انگار نمیتونم چیزی بگم اصلا نمیدونم چی باید بگم ولی الان اعصابم خورده هم از اینکه نتونستم جوابشو بدم هم اینکه این حرفو بهم زده..💔