ساعت 7 صبح تا رفتم وسایلمو گذاشتم دیدم یهو صدام کردن رفتم دیدم یه دختر 18ساله که باردار هم هست جیغ میزنه و عرق سرد میکنه همسرش هم که یه پسر 22و23 ساله بود دست و پاشو گم کرده بود دختر رو بردن اتاق عمل و به سلامتی زایمان کرد از اتاق عمل با تخت نوزاد اومدم بیرون دیدم خود همسر اون خانم تنها ایستاده بچه رو دید و گریه کرد الان دیدم رفته حسابداری داره میگه من ندارم پول بیمارستان و بدم اه حلقم و بدم قبول میکنید حسابداری هم قبول نمیکنه
دعا کنید رئیس بیمارستان قبول کنه دوتاشون خیلی بچه ان از صبح هم اصلا کسی لاقات دختر نیومده