بچه ها چند وقت پیش خونه نبود طبقه پایین ماست ، من مهمون داشتم شوهرم گفت برو از خونه مامان قابلمه بزرگه رو بردار گفتم ناراحت میشه گفت نه این حرفا چیه
برداشتم بعد اون شب دست زنعموم خورد قابلمه افتاد لبه قابلمه یه کوچولو اندازه نیم سانت رفت تو اصلا معلوم نبود دیگه بعدش مادرشوهرم گفت اینو دیگه نمیخوام یکی دیگه برام بخرید 😀 حالا شوهرم رفته یدونه شبیه خریده اول که خریده نمیگه نمیخوام برده گذاشته تو کمد بعد تمرکز به شوهرم گفت شبیه اون قابلمم که خراب کردین نبود میزارم تو کمد به لوازم خانگی میسپرم مثل همون که دستتون بود خراب شد بیاره آورد بهت میگم برو پولش رو حساب کن 😕😕😕😕 خدایی من تازه عروس قابلمه نو بهش دادم کل کفش رو خط انداخته بود چه بچه بازیایی درمیاره