عقدبودیم نه اتفاقازندگیم خیلی بهترشدازاونموقه.مادرعفریته ش خیلی به من ظلم میکردیبارمامانم رفت گفت چر ...
ببینید بدون من با دوستش و خانومش رفته بود بیرون . این رفتار بی احترامی به منه .که منو نبرده البته این قانونارو خودش گذاشته .منم بدون نامزدم جایی نرفتم با کسی .حتی با خواهرم و شوهرش نمیزاره برم بیرون . رفته بیرون با دوستش و خانومش .منو نبرده .پاشدم رفتم دم خونشون با اسنپ ساعت ۱۱ شب .میگه خاک بر سر من زنم این وقته شب اومده بیرون . بهش میگم مگه من با خواهرم و شوهرش میرم بیرون بدون تو ؟ میگه دوست من و خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن .شروع کرده به تحقیر منو خانوادم . منم جوابشو دادم به خانوادش توهین کردم . اونم زد تو گوشم . مامانم همون موقع زنگ زد .فهمید که منو زده .فهمید که با خواهرم و شوهرش مشکل داره . قبلا گفته بود نمیتونم تحمل کنم شوهرشو . همش پشتش حرف میزد قبلش . اولین باره ۱۱ روز شده هیچ خبری ازش نیس مامانش زنگ زد چند روز پیش حالمو پرسید . مطمعنم زنگ زده بود سر و گوش آب بده .
ببینید بدون من با دوستش و خانومش رفته بود بیرون . این رفتار بی احترامی به منه .که منو نبرده البته ای ...
وقتی درمورد خواهرتو داماد تون اینطوری میگه وقتی عقد نیستید تمام کنید بهتره چه بسا زمانی عقد کنید مشکلات دوبرابر میشه واین آقا میگه مگه ندید من از خواهرتو دامادتون خوشم نمیاد . زندگی شوخی نیست یکم فکر کن درمورد این قضیه
من خیلی با شوهرم کوتاه میام سعی می کنم دعوا راه نندازم 😔😔😔😔😔 البته اونم گاهی وقتا خیلی کم رو بعضی مسائل کوناه میاد . چون حامی ندارم از طلاق بشدت میترسم.
هر وقتم عصبی بشه اعصابش خرد باشه فشار روش باشه.من باهاش بحث کنم منو با خاک یکسان می کنه خیلی میترسم ازش
خدایا پناه بی پناهان باش خدای مهربونم کاش هیچکی در این سرزمین پهناور غمی نداشته باشه