داستان اینه که من رفته بودم کارای ثبت نام دانشگاهمو انجام بدم ارشد میخونم یه پسر که نه اقایی اونجا بود
از صحبت ها فهمید که من معلمم دیگه هی شروع میکرد حرف زدن که منم معلمم سال چندمته کجا خوندی دیگه ادم میفهمه که طرف داره مزه میریزه محل ندادم هررر اتاقی رفتم اومد اینم دانشجو بود کار هم نداشت میموند از دریچه و در نگاه میکرد قشنگ مستقیم و ضایع دیگه من نه اسمشو میدونستم نه رشتشو
دوهفته اولم کلاسارو نرفتم هفته پیش رفتم دیدم این که تو کلاس ماست
بعد هی بهم گفتن اقای فلانی نمایندست پیام بده وارد گروهت کنه
یهو دیدم عه این نمایندست که
بین بچه ها من فقط اولین جلسم بود مثل این که خیلیم پیگیر که اونی که اولین جلسش اومده اسمش چیه😂
اییی نمیخوام بهش پیام بدم اصلا