من ساعت کاریم یه جوری باهمسرمم تنظیم کردم
فکر کردیم برنامه ریزی کردیم
قرار شد ازین شنبه هم بریم باشگاه بعد بریم سرکارم ن یعنی من ازش خواستم که باهم بریم
یه جورایی رفیق دونستمش
واینکه اگر باخودش برم باشگاه وول نمیکنم چون با کارت کسی میخواستیم اون مجموعه که خانم و آقاست و کنسل شدبایک اپلیکیشن عکاسی عکس چهرشو رو بدنای ورزشکار گذاشتم براش میفرستادم عکس از خودمم اینکار میکردم
امشب یهو اومدم باشگاه ثبت نام کردم از فردا میرم
منم مثل بچه های وابسته گفتم میام منم میام دیگه گشتیم تا باشگاه 7 صبح پیدا کنیم
یکی دوتا پیدا کردیم یکیش خیلی دور بود یکیش نزدیک اما هزینه بالا
تا اینکه گفت حالا تو از پس فردا برو
حرفاش از اول شبیه مسخره کردن من بود و این من و خیلی ناراحت میکرد
بخاطر همین دوستداشتم لج کنم بگم نه منم فردا میام
تااینکه یهو بحالت قهر و داد گفت اصن من فردا نمیرم
رفتم سفره پهن کنم باهاش شوخی کنم گفت برو بابا
دیگه تو سکوت شام خوردیم
بعد من خوابیدم اونم با صدای تلوزیون فیلم میدید درحالی که میدونه من با صدای بلند خوابم نمیبره