با پسر یکی از فامیل های دورمون ی مدتی فقط چت میکردم تازه اون فقط پیام میداد من اصلا راضی نبودم هربارم دعوامون میشد و اصلا چیز خاصی نداشتیم
ی روز اعتماد کردم ب یکی از دخترای فامیل گفتم اونم رفته گذاشته کف دست همه الان چند نفر ب غیر از اون میدونن مامان بابام بفهمن میکشنم
اصلا حالم خیلی بده آش نخورده و دهن سوخته شدم حالا خود همون دختره ک گفته روزی با صد نفر میره و میاد اما بخدا من هیچکدوم از کاراشو ب کسی نگفتم