همش بهانه میاره بهانه هاش نشون از این میده که دوست داره بهش توجه کنم همیشه خودش عادت داره لباس کثیف هاشو میذارم یه گوشه من میشورم امروز در کمال تعجب یه چیزایی گفت شاخم دراومد ...که تو نیومدی کمک در بالکن رو درست کنم یا تو شلوار منو نمیشوری بهانه همش بهانه یه لک رو زمین باشه به آدم سری میگه در صورتی که خودش ناخن هاشو میکنه میندازه پشت مبل منم ب روش نمیارم مشکل کاری داره و احساس میکنم خانوادش خیلی دوسش ندارن این زیادی چسبیده ب اونا و پز اونا رو میده یه کار خونگی راه انداختم هم خودش پول داد کمک مالی کرد هم پدرم ولی ۲ ساله کمکی ازش نخواستم همش منت میذاره از صدقه سر منه این کارو داری به مامانش همه کمکی میکنه ولی من دهنم سوخت گفتم فلان کار رو کمک کن کلی منت گذاشت من همه مریضی دارم مسخرم میکنه خواهرش یه سردرد گرفت مجرده ..تا صبح بالا سرش بود ..تو یه ساختمون هستیم..اونا همش بهش گیر میدن میریم شهرستان ازش کار میکشن نمیومدم چرا انقد قبولشون داره ..خلاصه هزار حرف...تا چیزی میشه میگه ما ب درد هم نمیخوریم..
۴ ساله مسافرت نرفتم میگه تو همش دنبال خوشی هستی ...من دوسش دارم نمیخوام از پیشم بره چه جوری درست کنم زندگیمو