2821
2789
عنوان

مادرشوهرم

351 بازدید | 14 پست

بچه ها یه موضوعی هست درباره مادرشوهرم اصلا بحثم درمورد بد بودن یا خوب بودن با من نیست..یه مشکل که مادرشوهرم باید حتما به روانشناس مراجعه کنه..

مشکلم با یکی از ویژگی های مادرهمسرم که مدام باعث خجالت همسرم وبچه های دیگش میشه وسوء تفاهمایی که ایجاد میشه..

مادرشوهرم زن خوب ومحترمی. قبل از عروسی چون زیاد منو نمیشناخت یه کارایی می‌کرد که خب من ناراحت میشدم ولی بعدش که اخلاق ورفتارم‌رودید تغییر رویه داد.خیلی باهم خوبیم وخیلی زیاد بهم احترام میزاره..خداروشکر .

امامشکل اصلی من این که متاستفانه مادرشوهرم مثل آب خوردن راحت دروغ میگه..انگار که دست خودش نیست..گاهی دلم برای همسرم خیلی میسوزه..ازخجالت نمیدونه چیکار کنه.‌منم به روش نمیارم ولی خب میبینه که مامتوجه میشیم..گاهی شده موضوعی رو به شکل دیگه ای برای ما تعریف میکنه منم که یه شهر دیگه پیششون نیستم وفکر میکنم راست میگه..مثلا ما رفته بودیم شهرستان برامون کلی زحمت کشید وشام درست کرد..بعداز شام جاریم که طبقه بالا زندگی میکرد اومد. دیدم مادرشوهرم چون دید نیومد کمکش بهش گفت من اینقدر حالم بدبود که براشون هیچی درست نکردم خودشون رفتن سر یخچال یه چیزی خوردن..من اون لحظه موندم چی بگم؟؟جاریم هم بهش برخورد گفت خب خودشون درست میکردن.. کلی رفتارای این مدلی که باعث کدورت واختلاف بین بقیه میشه..

خانواده من رفته بودن سفر زیارتی بعدازبرگشت مادرهمسرم هدیه خرید باعزت واحترام اومد پیششون بعد که مامانم از خاطره سفر میگفت اونم میگفت آره خودمم رفتم میدونم چطوره چندسال پیش رفتم درحالی که اصلا نرفته بود وهمسرم توجمع داشت آب میشداز خجالت چون ما میدونستیم‌که نرفته..

خانواده همسرم چون خواهرا وبرادرا هرکدوم یه شهریم وهرچندماه یکبار همدیگه رومیبینیم وقتی جمع میشیم مدام جلوی من خجالت میکشن..انگار رودربایسی دارن..منم خودم رو به اون راه میزنم که اونا پیش من‌اینقدر معذب نباشن‌‌..ولی گاهی باخودم میگم نکنه از قول منم به کسی چیزی بگه..یا نمیدونم چیکار کنم که همسرم‌اینطور خجالت نکشه؟..اون دفعه خودش مونده بود از تعجب چی بگه.فقط سکوت میکرد..

منم دوست ندارم این رفتار مادرهمسرم رو جار بزنم ولی خب گاهی اطرافیان میان ازم میپرسن راسته فلان موضوع منم میدونم دروغ نمیدونم چی بگم..

امروز با مامانم تلفنی صحبت کرد یه چیزایی گفت من اصلا نمیتونستم تشخیص بدم کدوم حرفش واقعی وکدوم غیرواقعی‌‌..



سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

من میفهمم چی میگی .خواهر خودم این مدلیه مثل آب خوردن دروغ میگه و خیلی ها هم باور میکنن .البته خواهرم نوه و عروس داره خجالت اصلا نمیکشه.جالبش اینجاست که خیلیا رو گول میزنه و باور میکنن.اینا ذاتشون همینه نمیشه تغییرش داد فقط باید فاصله گرفت که نتونه زیاد سواستفاده کنه

من میفهمم چی میگی .خواهر خودم این مدلیه مثل آب خوردن دروغ میگه و خیلی ها هم باور میکنن .البته خواهرم ...


آخه چه طور فاصله بگیرم؟؟؟

تمام فامیل ازش فاصله گرفتن..اینو به وضوح میشه از نوع روابطشان فهمید.. 

من همش میگم نکنه پشت سر ما چیزی به دروغ گفته باشه.‌نکنه ازقول من چیزی به کسی بگه.‌مدام استرس دارم

مادر شوهر یعنی همین

ببین خواهرم مادر شوهر در هر به دل نمیشینه و رقیب محبت پسر هست. ما دو تا خواهریم دو تا برادر و دو تا عروس داریم و یه دوماد. خواهرم مادر شوهرش بگه تو قهر میکنه اما مادر روزی یه بار میشورتش که سه تا دختر زایدی آبرومون رفت هیچ خیالش نیست. حالا  1 درصد حرف های مادرم رو مادرشوهرش بهش میگفت قیامتی به پا میکرد که بیا ببین و تا دلت بخواد از این موارد بسیار سعی کن حرف مادر شوهر رو به خودت نگیری همه ما از یه زن و مرد به وجود آمدیم و در اینده هم خودمون عروس و داماد دار میشیم و همین آش و کاسه

هر کی میگه من پسر رو طوری تربیت میکنم نمونه گو.ه اضافه خورده مادرها پسراشون رو وابسته به خودشون تربیت میکنن و هر چی جلوتر میریم اتفاقا بیشتر هم میشه

  من وقتی پیام میدم لبخند به لب دارم، پوستمم حسابی کلفته. اگه تمایل به بحث و گفتگو نداری کافیه یه استیکر گل برام ریپلای کنی  
آخه چه طور فاصله بگیرم؟؟؟ تمام فامیل ازش فاصله گرفتن..اینو به وضوح میشه از نوع روابطشان فهمید..&nbs ...

خب مطمئن باش وقتی به جاریت دروغ میگه پشت سر تو هم میگه .هزار راه هست برای فاصله گرفتن یا کم کردن رفت و آمد .رابطه با بعضیا توهین به شعور و شخصیت خودمونه.

مادر شوهر یعنی همین ببین خواهرم مادر شوهر در هر به دل نمیشینه و رقیب محبت پسر هست. ما دو تا خواهریم ...

با قسمت اول حرفتون کاملا موافقم..گاهی مادرهای خودمون چیزی میگن که اگه اززبان مادرشوهر می‌شنیدیم داغون می‌شدیم.. 

من الان با خیلی از رفتارای مادرشوهرم تقریبا کنار اومدم..اصلا ام مشکلم وابستگی به همسرم نیست..

اماازاینکه میبینم شوهرم جلوم خجالت میکشه وگاهی برای حفظ آبرو دروغای مادرش روتوجمع  تایید میکنه واقعا نمیدونم چه کنم..

حتی باورت میشه از قول همسرم هم چیزی میگه؟؟

بعد من ازهمسرم پرسیدم گفت باور کن اینطور نیست..


با قسمت اول حرفتون کاملا موافقم..گاهی مادرهای خودمون چیزی میگن که اگه اززبان مادرشوهر می‌شنیدیم داغو ...

خب بیا من یه اعتراف بهت کنم

دادش بزرگم وقتی تنها میاد خونمون مادرم تا دلت بخواد پشت سرش حرف میزنه و برادرم هم مثل خر میخوره و سر تکون میده بعدش موقع رفتن بهش میگه چیزی به زنت نگی یا یه موقع اذیتش نکنی بعدش میپره غذا میکشه میگه اینم واسه زن عتیقت ببر دوست داره. یعنی دوگانگی و تعارض تمام

آبجی گلم مادر شوهر و مادر فرقی نداره جفتشون زن هستن مثل خودمون احساساتی و دمدمی . میدونم مادرم عروس هاش رو دوست داره اما رو هم نمیده. مهم شوهرت و خودتون هستید که به کتفتون بگیرید.


سخت نگیرید زندگی بگذره

  من وقتی پیام میدم لبخند به لب دارم، پوستمم حسابی کلفته. اگه تمایل به بحث و گفتگو نداری کافیه یه استیکر گل برام ریپلای کنی  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز