واسه دختر دوستش😑
امکان نداره باهاشون حرف بزنه و با من بد نشه و با من بد حرف نزنه😭
همین جوریم باهام در روز ده تا جمله حرف نمیزنه.... بعد با اینم حرف میزنه تا یه هفته چشم دیدن منو نداره
حتی تحمل نشستن من پیشش نداره... اما تا گفت قبول کرد امروز با پادرد و کمردرد و سرگیجه داره میره کمک اونم جهاز چیدن.... گفت بچه ها رو هم بیار نه ازم پرسید نه هیچی گفت نمیارمش....
انگار دشمن خونیشم😔
حسرت یه روز قدم زدن تو بازار مادر دختری به دلم موند از بس میگه پاهام درد میکنه
بعد بدون چون و چرا قبول کرد بره برای کمک
چرا من شانس ندارم اصلا😮💨