2789
عنوان

فقط درد دله

159 بازدید | 7 پست

من با مادرشوهرم زندگی میکنم ...داریم خونه میسازیم به زودی میرم از خونش...

نمیخوام بگم آدم فوق العاده ای هستم ولی در حد توان گذشت کردم پیش شوهرم یه بار گله کردم ده بارش گفتم اون نمیتونه بین منو مادرش کسی انتخاب کنه پس چرا اوقاتمونو تلخ کنم ...بارها گفتم باشه اشکال نداره چیزی گفت مادر همسزمه مادر خودمه اشکال نداره ...ولی از این بدم میاد خودشو فهمیده و آدم حسابی و خانواده دار و مد روز حساب میکنه...ولی اصلا درک نداره ...بگم شبه دنبال یه راه حله ثابت کنه روزه در این حد که فکر کن توی تلویزیون یه عکس نشون داد از یه مادر و کودک فلسطینی که زخمی شده بودن منم داشتم برا همسرم میگفتم دلم به درد میاد من خودم بچه دارم دلم میگیره همچین تصویری میبینم یهو پرید وسط حرفم یه ساعت با من کل کل سیاسی کرده گفتم بابا من از لحاظ انسانیت میگم کاری به سیاست ندارم ولم کن...راجب رفتارم با همسرم دخالت میکنه راجب دخترم دخالت میکنه راجب لباسم دخالت میکنه...یه جوری که با همسرم تلفنی حرف میزنم میگه چی میگین میگم سلامتی هیچی میگه پس یه ساعته پچ پچ میکنین چتونه...وافعا کلافم پیر و از کار افتاده نیست بگی سنش بالاس متولد ۴۷...همش میکه چرا نون نمیپزی تو خونه چرا موهاتو خونه رنگ نمیکنی چرا کیک تو خونه نمیپزی یه بار با لحن بد جوابشو دادم گفت مگه پولتو جمه کنی تو جیب من میذاری که بدت میاد منم گفتم مگه خرج میکنم از پول تو برمیدارم ...خدا شاهده همه هرجای خونه رو شوهر من میده از اون طرف میگه ماهی پنج ملیون کرایه خونه از رو دوشتون برداشتم نمیگه دخترامو با هرج شما دعوت میکنم....خیلی کلافم😞از این همه تنش و بحث خستم جرات ندارم راجب چیزی نظر بدم باید خلافش ثابت کنه

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

ببخشید طولانی شد ....

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

ب این فکر کن قرار بری از اونجا اونوخ بد چند ماه پشیمون میشی کاش فلان حرفو نمیزدم و فلان رفتارو باهاش نمیکردم ‌


گذشت کن زیادیم بحث کرد ساکت باش

گاهی لیاقتمون خیلی بالا تر از داشته هامونه

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



مادرشوهر منم اون خلاف ثابت کردنو داره من هر سری لبخند میزنم دیگه نگاشم نمیکنم برا خودش یکم حرف میزنه بی خیال میشه. یا هر بار به من میگه کی برمیگردی سرکارت؟ من بعد زایمان نرفتم الان دوسالشه پسرم آخرش یه بار گفتم مگه کار کنم برا شما کار میکنم؟! ولی بازم از رو نمیره هی میگه..‌. ولش کن بذار بگه

یا باید از در دوستی وارد بشی و همیشه تأییدش کنی تا باهات خوب بشه 

یا باید خودت رو کنترل کنی و به خودت امید بدی و به خودت بگی : عزیزم یه مدّتی تحمّل کن تا خونه مستقل آماده شه

یا باید از در دوستی وارد بشی و همیشه تأییدش کنی تا باهات خوب بشه  یا باید خودت رو کنترل کنی و ...

مگه دل شکستن چه سودی داره براش؟اومدیم منو تحقیر کردی حالم گرفتی چیشد حالا؟از خودم میپرسم حلالش میکنم یا نه واقعا نه 

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

مگه دل شکستن چه سودی داره براش؟اومدیم منو تحقیر کردی حالم گرفتی چیشد حالا؟از خودم میپرسم حلالش میکنم ...

به نظرم ایشون فقط می خواد رئیس بازی در بیاره ، اخلاقش تند هست ولی چاره ای نیست باید باهاش کنار بیای ؛ امیدوارم بتونی رگ خوابشو بدست بیاری و باهاش خوب شی هر چند خیلی سخته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز