2777
2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 460 بازدید | 22 پست

شوهرمن تنها دوستش شوهر خواهرمه خدایی عین داداشن،هیچ جا بدون هم نمیرن ،واسه منو خواهرمم خیلی خوبه،جالبش ایناست هر کدوم اهل یه شهر بودن و از قبل همو نمیشناختن والانم تویه یه شهر زندگی میکنیم۸ساله اینجورین و هرجا عروسی یا مجلسی میریم که قبلن ندیدنشون میبرسن شوهراتون داداشن،شکرخدا

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اصلن طبق چ اصولی زن دوست آدم اینقدر باید صمیمی باشه ک باهم خرید برن یا ز بزنن.من دوست های شوهرمو بیشتر فقط اسمشون رو می‌دونم.البته شوهرمم رفت و آمدی باهاشون نداره زیاد

با یکی رفت امد داشتیم زتش خیلییی این مدلی بود زنگ میزد شوهر بقیه مثلا هماهنگ که بریم جایی و..‌

خیلی لاس میزد خیلی ادا اطفار 

شوهرشم فک میکرد زنش خونگرمه حس ششم من قویه با اولین قرار حس کردم خیانت میکنه به شوهرش

بعدا دیدم اره با چند نفری تو ارتباط بود اخرشم شوهرش طلاقش داد

و حالبه الان با دوست شوهرش که مجرد بود ازدواج کرد🤣

عجب شوهری داری.حق داری ناراحت باشی.منم شوهرم همین جوری البته با شدت کمترش‌شوهر من همه جا باخواهر برادرش میرفتیم هیجا تنها نبودیم یه مدت ازش میخواستم یکبارم ما دوتایی بریم بیرون حتی یه پارکم اگه می‌خواستیم بریم زنگ میزد به داداشش بازن داداشش میومدند.خیلی رو آعصابند الان دیگه خودم تنها میرم دیگه زیاد باهم بیرون نمیریم خیلی کم پیش میاد با برادر شوهروجاریمم دیگه زیاد رفت وآمد نداریم.این شوهرها وابسته اند.انگار نظر افراد بیرون براشون مهمتره.اصلا به نظر زنشون اهمیت نمیدن.اینم بگم الان دیگه منم خیلی نسبت بهش سرد وبی تفاوت شدم برعکس اوایلم

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است!

وای از مرد رفیق باز😐 تا بخوای جمعش کنی پیر میشی

واقعأ!!

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108