سلام شوهرم خیلی با دوستاش خوب بود هر جا میخاست جایی بره با دوستاش باید میرفتیم یه. جا بدون دوستاش رفتیم میگفت به من خوش نگذشت بعدشم دیگه تنهایی جایی نرفتیم البته دوستاش خودشون تنهایی میرن شیراز ترکیه منظورم با زن و بچه های خودشون .شوهرم علاوه بر اینکه با دوستاش خوبه با زن هاشونم خیلی خوبه در حدی که روز بعد عقد رفته بود برای من لباس بخره زن دوستش هم اومد بدون شوهرش آقا برای اونم لباس خرید تا چند ماه هر جا میرفتیم این زن دوستش هم بود تاکه من دعوا افتادم.دیروز زن یه دوست دیگرش زنگ زده بهش که چرا کم رنگ شدی دیگه با ما معاشرت نمیکنی
میدونین بیشتر از این میسوزمکه با من بهش خوش نمیگذره