دوتا خواستگار داشتم یکی خیلی پولدار بود با اینکه مجرد بود خونه ماشین همه چی داشت ولی غریبه بود خانوادم قبول نکردن و منو دادن به پسرعموم که هیچی نداشت حتی پدر مادرم نداره که پدرم اونو بزرگ کرده ک ۱۲ سال ازم بزرگتره ولی مرد زحمت کشیه همش کار میکرد ولی کارگری و پولش خیلی کم بود صاحب یه دختر شدم ۱۵ سالم بود دخترم به دنیا اومد به بخاطر شرایط مالی بدی که داشتیم بچه نیاوردم تا اینکه بعد از ده سال پسرمو باردار شدم ناخواسته الان پسرم یک سالشه طفلک ناشنواست کم خونی شدیدم داره موندم تو خرج و مخارج عملشو دارو دواهاش از طرفی هم باید هر روز ببرمش کلاس که اونم برام خیلی سخته چون بایدکلی کرایه بدم با هزار بدبختی و قرض تونستم براش سمعک بگیرم ولی جواب نمیده باید کاشت بشه... خواهش میکنم بخاطر بچه های ایندتونم که شده با مرد بی پول ازدواج نکنید
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
تومی تونی در زندگی به هر چیزی که بخوای برسی، ولی نه هر وقت که بخوای! صبر داشته باش دوست من..✨از اونی که شاشتو نگه میداشتی که بیشتر باهاش چت کنی چه خبر؟!📽️اونی که باهاش با سیاست رفتار میکنی قطعا دوستش نداری،دوست داشتن خیلی صاف و سادهس، دیوثبازی باهاش جمع نمیشه اصلا.
درکت میکنم گلم من بچه ندارم اما همین الانشم تومستاجری و کرایه های بالاکمرمون خم شده اشتباه محض باکسی ازدواج کنی ب امید اینکه بعدا باهم میسازیم حداقل باید یه خونه داشته باشه ۸ساله صفرصفریم
امروز ۲شهریور۱۴۰۳ ساعت ۱۶و۳۰دقیقه اولین لگدزدنای نی نیمو فهمیدم الهی قربونش برم دخترنازم نفس مامان خدایا مسافرکوچولوموسپردم بخودت بسلامت ب مابرسون