2777
2789
عنوان

مشکل امروزم با شوهررم

778 بازدید | 90 پست

شوهرم خیلی اهل رفت وآمد بافامیلاشه البته قطع ارتباط بود دوسالیه که آشتی کردن عین ندیدها چسبیده بهشون باخونوادشم همینطوره رسما دارم اذیت میشم

تامیگم بریم بیرون مارومیبره خونه اقاش یااینکه ما وخونه اقاش ومیبره خونه فامیلاشون

انتظار داره هر روز بریم خونه اقاش

خسته شدم دیگه حالت تهوع گرفتم

نه تفریحی نه چیزی فوقش یه دور الکی ربع ساعته توشهر میزنه ومارو میبره خونه پدرش یا خونه اقام

امشب خواست بره دیدن داییش که دستش شکسته رفت و اخرشب برگشت دیگه دیونه شدم اومد بهش توپیدم گفت چخبرررته همش یا بافامیل درحال رفت وآمدی یا خونه اقات ومن بگم بریم بیرون میگی خستم پس چطور برا فامیلات خسته نیستی گفت میخوای منعم کنی از خونه اقام وخواهرام گفتم برو کی جلوتو گرفته ولی منو باخودت بزور نکشون گفت باشه بهشون زنگ میزنم ومیگم که اگ تنها اومدم سراغشو نگیرید نمیخواد باتون رفت وامدکنه گفتم اره دیگه خاله زنکی و دوبهم زن بگو زنگ بزن وبگو واسم مهم نیست من منظورم اینه تعادل وحفظ کن اینهمه چسبیدی به خونه اقات خب زن نمیگرفتی الانم میخوای برو ۲ هفته بمون خونشون تا سیر شی ازشون بعد بیا گفت اصلا گوش نمیدم چی داری میگی بهش گفتم بفهم ما نیاز به گردش و تفریح داریم نه رفتن خونه کسی گفت کارم سنگینه گفتم پس چطور میری خونه فامیلات گفت امشب کار واجب بوده گفتم توهمیشه اینطوری 

اونم گفت داری اعصابمو خورد میکنی الان میزنم همه چیو میشکونم گفتم هرکاری میخوای کن منو نمیترسونی ولی بچتو روانی و دیونه میکنی از ترس

اونم با یه لحن بدی گفت منو زور نکن به چیزی با زورچیزی نمیشه نخوام ببرمت وخسته باشم نمیبرم

گفتم تو همش میگی خستم اخه کی خسته نبودی که بگم اره واقعا اون هفته مارو برد بیرون این هفته خستس درکش کنم همش میگی خستم وخستگیات واسه منه

بایه لحن بدی گفت این هفته میبرمتون بیرون گفت نیازی نیست فقط لطفا بچه ننه نباش و رفتم

البته یطور امشب دلم گرفته بود که حرفامو باگریه بهش میزدم ودیدم بحث باهاش فایده نداره و اونم خوابش میومد چرت وپرت میگفت بلندشم رفتم ولی نمیدونم چطور رفتارکنم که تعادل برقرار کنه با رابطه خونوادش و اینکه بفهمه زن وبچه الویت زندگیش باشن واینکه درک کنه زن وبچه توخونه نیاز به تفریح هم دارن

البته پدرشوهرم از اول ازدواجمون یه شهردیگه بود واونجا کارش ورشکست میشه وبعد چندسال اون شهرو ول میکنه وبرمیگرده شهرخودمون که خونه تواین شهرم داره 

ازوقتی برگشتن شوهرم رسما دیونمون کرده همششس خونوادش خونوادشش از زنگ و تماس بگیر تا رفت وآمدای پییییش از حدش 

اینکه ما ۴ ساله ازدواج کردیم ولی تاحالا یه مسافرت هم نرفتیم درد داره خستم روحم خستس دلم تفریح ومسافرت میخواد یه پارک مارو نمیبره وباخونوادم میرم

واسه چی پس زن گرفتن ایشون؟ 

زندگی به خودی خودبه فناست.. هرلحظه هم قراره دق ودلیشوسرتوخالی کنه... سختی همیشه هست.. درد هست... تنهایی به طورکامل هست...همه احساسات هست... گاهی شادی وغم میتونن مخلوطی ازته خیارباشن:) همه چی هست.. قبل توبوده، بعدتوهم خواهدبود... تویی که انتخاب میکنی توی چه حس وحالی بمونی...:) نتونستن ساده ترین راهیه که انتخابش میکنی... اگرم انتخابش کردی به کسی گله نکن... توآزادبودی توی انتخابت...   

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

واسه چی پس زن گرفتن ایشون؟ 

از جوانب دیگه همه وظیفه هاشو انجام داده از پوشاک و خرید وغیره

اما فقط این مورد داغونم کرده که اصلا مارو نمیبره تفریح وقتی خونس همش سرش توتلویزیون وفیلمه و فقط دلش میخواد باخونوادش و فامیلاش رفت و آمد کنیم

منم عین توعه زندگیم بارها بحث کردم الان بع هشت سال فقط یک درصد بهتر شده اینم چون دوساله با خونوادش قطع رابطم با آبجیاش دعوامون شد و اینکه رفتن یه منطقه دبگه بخورده دورتر شدن 

ولی تا بتونه بازم رفت و امدشو دریغ نمیکنه 

البته فقط خونه باباش میخواد بره با فامیل رابطه‌ای ندارن

السلام علی الحسین و  علی علی بن الحسین  و  علی اولاد الحسین  و  علی اصحاب الحسین (علیه السلام)

خب اینکه کاری نداره برنامه ریزی داشته باش

مثلا پنجشنبه بگو فردا میریم پارک جوج میرنیم 

تمام وسایلاشم شب قبل آماده تو سبد بزار دم دست

بی هدف از خونه بیرون برید همینجوری برای تفریح اونم از خداشه راهشو بکشه بره خونه پدرش.

بعدشم اینکه حالت از بالا به پایین باهاش حرف نزن که فکر کنه زورش کردی کاریو یه جوری بگو که همیشه اوکی بده

البته پدرشوهرم از اول ازدواجمون یه شهردیگه بود واونجا کارش ورشکست میشه وبعد چندسال اون شهرو ول میکنه ...

خودت با بچه ات تفریح کن

بگو میای سینما گفت نه خودت برو

بگو بریم پارک گفت نه خودت برو

به خانوادش هم حرفی زد گله کردن بگو از مهمونی خسته شدم بهتر تا جوان هستم بگردم

خدایا از اینکه پسر کوچولو بهم دادی شکر
منم عین توعه زندگیم بارها بحث کردم الان بع هشت سال فقط یک درصد بهتر شده اینم چون دوساله با خونوادش ق ...

شوهرتم عصبیه یا آروم؟؟

من شوهرم عصبیه و اگه قاطی کنه بد میشه واسه همین نمیخوام بحث به جای بد برسه

ولی واقعا حرصم داده دلم میخواد تیکه تیکش کنم

شوهرتم عصبیه یا آروم؟؟ من شوهرم عصبیه و اگه قاطی کنه بد میشه واسه همین نمیخوام بحث به جای بد برسه ...

عصبیه زود جوش میاد اصن منطق نمی‌فهمه که

اگه اروم بود تا الان درست شده بود 

السلام علی الحسین و  علی علی بن الحسین  و  علی اولاد الحسین  و  علی اصحاب الحسین (علیه السلام)
خب اینکه کاری نداره برنامه ریزی داشته باش مثلا پنجشنبه بگو فردا میریم پارک جوج میرنیم  تمام و ...

چی میگی خواهر

بارها وسایل واماده کردم مثلا یبار سبد وگذاشتم واماده کردم فاتحه خونی فامیلای خیلی دور بوده قبل رفتنش بهش گفتم من وسایلو اماده کردم برو بعد که برگشتی فلافل چرخ کرده تومسیرت بخر که بریم پارک اونجا درست کنم

(چون مرغ نداشتیم)اونم گفت باشه در کمال ناباوری اومد خونه باخنده وشوخی گفت بریم خونه خواهرم شام درست کرده وخونوادم همه اونجان و با کلی شوخی وسیاست نحسش منو برد ولی واقعا دااااااغ کرده بودم ازاینکه قول میده ولی عمل نمیکنه

از جوانب دیگه همه وظیفه هاشو انجام داده از پوشاک و خرید وغیره اما فقط این مورد داغونم کرده که اصلا ...

خب شماهم به هرحال چندساله باهاشون زندگی کردیدشناختیدشون بازبون خوش وبدون غرزدن بهش بگید مثلا بگیدچقدخوب میشه باهم خانوادگی بابچه هابریم یه جای خلوت کلی خوش بگذرونیم خاطره سازی کنیم بگیددلم لک زده واسه خلوت دونفره اصلا  که باهم بریم بیرون بگردیم وخوش بگذرونیم به یادقدیماشایدتاثیرداشت

زندگی به خودی خودبه فناست.. هرلحظه هم قراره دق ودلیشوسرتوخالی کنه... سختی همیشه هست.. درد هست... تنهایی به طورکامل هست...همه احساسات هست... گاهی شادی وغم میتونن مخلوطی ازته خیارباشن:) همه چی هست.. قبل توبوده، بعدتوهم خواهدبود... تویی که انتخاب میکنی توی چه حس وحالی بمونی...:) نتونستن ساده ترین راهیه که انتخابش میکنی... اگرم انتخابش کردی به کسی گله نکن... توآزادبودی توی انتخابت...   
خودت با بچه ات تفریح کن بگو میای سینما گفت نه خودت برو بگو بریم پارک گفت نه خودت برو به خانوادش ه ...

پارکی نزدیکمون نیست و بااسنپ باید برم و لج کنه بهم پول نمیده

سینما واینجیزارو که نمیزاره برم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز