طبق تجربه خودم گفتم
مثلا یبار مادرمو دیدم بعد فهمیدم مادرم نیست یجوری بهم نگاه کردو خندید که فهمیدم فهمیدی مادرت نیستم
فرداش بابام گفت مادرم کلی پشت سرم حرف زده
یا یکی خیلی ادعا پیغمبری داشت دیدم یه گربه سیاه قرآنو باز کرده جلوش وادای مسلمونی درمیاره
اونم بعدا مشخص شد چه دروغگویی بوده
یا یه گربه بزرگ اندازه آدم دیدم سرش گربه بود بدنش آدم
بهم گفت میدونستی شب وقتی خوابی ما میایم سراغت
همون شب دزد اومد