سر دو راهیم که انتخاب سختیه برام
نفر اول چهار ماهه باهمیم،نظامیه،تک فرزنده و نامادری داره، دلم پیشش گیره و بهش وابسته شدم. اونم منو دوست داره. اما نامادری دخالت میکنند و میگه تو میخوای بین منو پسرم اختلاف بندازی.گاهی بهم کنایه میندازه نامادریاش. پسره هم منو دوست داره. لوازم بله برون رو خریده.
نفر دوم پسری هست که کارمند اسناد رسمی هست و کار ثابت داره. نزدیک به ماهه باهم آشنا شدیم. آرومه مثل خودم. امروز بهش گفتم قصد رابطه بلندمدت ندارم. گفت پس بریم پیش مشاوره. بهم برخورد،گفتم مشاوره توهین به آدم تحصیلکرده هست و نمیام پیش مشاور. خدانگهدار
اونم ناراحت شد گفت کمی رفت و آمد کنیم اصلا در حضور مادرها و یه جلسه بریم مشاوره چون قانون خانواده ماست.
خواستگار اولم گیر داده بریم محضر نامه بگیریم و دلم همش پیش اونه.بهش گفتم لطفاً دوماه بهم فرصت بده ناراحت شد گفت خودت گفتی زیاد اهل رفت وآمد نیستی پس بله برون بگیریم. گفتم لطفاً درکم کن که نامادریاش گفت پسرم یه هفته بهش فرصت بده و زنگ نزنین تا فکراشو بکنه پسره خیلی بهش برخورد ولی من دلم طاقت نیاورد و بهش زنگ زدم گفت باید جشن بگیریم و صیغه محرمیت بخونیم.
من دلم پیش اینه. البته شرایط دومی هم خوبه. اونم وقت مشاوره گرفته. نمیدونم چکار کنم