2777
2789
عنوان

شوهر مرموز

207 بازدید | 3 پست

پسر عموی شوهرم مرد.

شوهرم گفت نیم ساعت دیگه میام دنبالت.

 منم گفتم باشه تااونموقع آماده میشم .

 بعد اومد دنبالم  دم در خونمون گفت بیا.

گفتم آماده شدم دارم غذا میخورم یک دقیقه دیگه میام دم در.

 گفت باشه پس من میرم .

گفتم باشه.

رفت و چند دقیقه بعد زنگ زد ک منو مسخره میکنی؟ من دیگه نمیام.

گفتم خودت ‌گفتی میرم.

خودت رفتی.میتونستی منتظر بمونی یک دقیقه رو.

خودت صبر نکردی.

خودت خودتو مسخره کردی.

منم‌مسخره کردی ک میگی نمیام.

 گفت گمشو بابا.

گفتم باشه.


بجا اینکه من بگم‌مسخره کردی اون بمن میگه مسخره کردی هه

خوب جوابشو دادی‌. اصلا کش نده و بحث نکن. حسابی سوخته لجش گرفته. بعد که هی شروع کرد نق زدن با آرامش بهش بگو فکر کردم دوست داری تنها بری و اینجوری راحت تری. هرچی نق زد بگو وا خوب حرف دلتو درست بزن. من به زور دوست ندارم باهات جایی بیام .  

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خوب جوابشو دادی‌. اصلا کش نده و بحث نکن. حسابی سوخته لجش گرفته. بعد که هی شروع کرد نق زدن با آرامش ب ...

حدسم درست بوده توشش نمیاد ازمن .هروقت جایی بخاد بره همینکار میکنه باهام. رفتیم زنارو بد نگاه می‌کرد اومد خونه درموردشون حرف می‌زد میگفت پخته آن و....

وببخشسد دیدم آلت ش بیدار شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108