2789
عنوان

شوهر مرموز

207 بازدید | 3 پست

پسر عموی شوهرم مرد.

شوهرم گفت نیم ساعت دیگه میام دنبالت.

 منم گفتم باشه تااونموقع آماده میشم .

 بعد اومد دنبالم  دم در خونمون گفت بیا.

گفتم آماده شدم دارم غذا میخورم یک دقیقه دیگه میام دم در.

 گفت باشه پس من میرم .

گفتم باشه.

رفت و چند دقیقه بعد زنگ زد ک منو مسخره میکنی؟ من دیگه نمیام.

گفتم خودت ‌گفتی میرم.

خودت رفتی.میتونستی منتظر بمونی یک دقیقه رو.

خودت صبر نکردی.

خودت خودتو مسخره کردی.

منم‌مسخره کردی ک میگی نمیام.

 گفت گمشو بابا.

گفتم باشه.


بجا اینکه من بگم‌مسخره کردی اون بمن میگه مسخره کردی هه

خوب جوابشو دادی‌. اصلا کش نده و بحث نکن. حسابی سوخته لجش گرفته. بعد که هی شروع کرد نق زدن با آرامش بهش بگو فکر کردم دوست داری تنها بری و اینجوری راحت تری. هرچی نق زد بگو وا خوب حرف دلتو درست بزن. من به زور دوست ندارم باهات جایی بیام .  

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



خوب جوابشو دادی‌. اصلا کش نده و بحث نکن. حسابی سوخته لجش گرفته. بعد که هی شروع کرد نق زدن با آرامش ب ...

حدسم درست بوده توشش نمیاد ازمن .هروقت جایی بخاد بره همینکار میکنه باهام. رفتیم زنارو بد نگاه می‌کرد اومد خونه درموردشون حرف می‌زد میگفت پخته آن و....

وببخشسد دیدم آلت ش بیدار شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نظر شما چیه

arshneshin1 | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز