سلام دوستان خوبید من با یه آقایی آشنا شدم فهمیدم ۱۱ سال ازم بزرگتره اونم بهم میگفت آجی و کمکم کرد محصولاتمو فروختم بعدش فهمیدم حسابی پولداره توی شهرمون ۴ تا آپارتمان داره یه ۳ میلیارد هم مانتو از تولیدی آورد ک بفروشه گفت ۴ تا مانتو همینجوری دلی میدم بهت بعدش دیدم میگه بیا بغلم و اینا البته صادقانه هم گفت من قبول نکردم بعد رفتم توی یکی از واحداش دیدم مانتو هاشو ولی من نخواستم بغلش کنم و الکی بهش وابسته احساسی شم اونم گفت دیگ تمومه ارتباطمون به نظرتون این آدم هوله چون میخواست دراز بشیم وبخوابیم بغل هم ولی من نزاشتم چون میگفتم کار به جاهای باریک میکشه و لزومی نداره