سلام شبتون بخیر
میخوام داستان فشار هایی که روم هست رو بگم و راهکار بخوام
2 سال نامزد بودم حدود 6 ماهه عقدم
اواخر شهریور که وام ازدواج گرفتیم
قرار شد با پول یکیمون خونه اجاره کنیم با پول یکیمون مراسم بگیریم
که خونمون رو اجاره کردیم و متاسفانه همون تایم شوهرم بیکار شد و مجبور شدیم اون وام دیگه رو باهاش کار راه بندازیم
و امکان اینکه قرارداد خونه رو فسخ کنیم وجود نداشت
منم نصف جهیزیه ای که خریده بودم رو چیده بودم
قرار بر این شد که با شوهرم کار کنم
و من یه شهر دیگه هسم و شوهرم یه شهر دیگه
با خانواده صحبت کردم که تا پول به دستمون برسه مراسم بگیریم با هم زندگی کنیم چون نمیتونسم هر روز برم و برگردم
2 ساعت فاصله داریم باهم
من دو روز رفتم خونه ی خودم بابام زنگ زد دبه در آورد