بچها خاهرم ۱۸ سالش سال اخر دبیرستان
پدرم وضعش خوب نیس ینی سال یبار مانتوی کفشی چیزی براش بخره خودشونم مستاجر و با کارگری میگذرونن خاهرم تابستونا فروشندگی میکرد تا گوشی چیزی بخره .الانم سال دیگ میره دانشگا بابام میگه من نمتونم شهریه بریزم باید خودت کار کنی .منم دلم نمیخاست زود ازدواج کنه یا مامانم میگیم زوده از یطرفم خاستگار خوب داره ک شغل خوب داره ماشین داره ولی حونه نداره اما خانواده خوبی ان .خودش اول مخالف بود بعد میگ فرصت خوب همیشه گیر نمیاد
حالا موندیم چکاکنیم نظرشما چیه