من بابام اخلاقش خوبیه ولی بدیای خودشو داره
ولی یه مدت هم من مشکل روحی داشتم هم اون مشکل اعصاب
یه شب کلا یک ساعت بلند بلند گریه میکردم بیدار شد
که یهو محکم دوید سمتم و بردم توی اتاقم تا تونست زدم خون جلوی چشماشو گرفته بود
انداختم روی تخت کنار تختم کمد بود سرم خورد بع تیزی کمد
شوک بهم وارد شد تا ۱۷ ساعت دندونام قفل شده بود
حتی با آمپول هم خوب شد اون چند ساعت
هنوز ک هنوزه بهم میگن تختتو جابه جا کن تن و بدنم میلرزه میگم نه
ولی خب بخشیدمش🥲