2777
2789
عنوان

رفیق شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1426 بازدید | 43 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ن اون میگ من ب دوستم و زنم اعتماد دارم ت زیادی حساس میشی اینا خواهر برادر هم هستن 

آره زیادازاین خواهربرادرادیدیم آخرش به کجاها که کشیده نشدن

هرکاری که لازم باشه بکن نره خونشون

هم اینکه باررفتنش به اون خانوم می‌فهمونه من زنم برام مهم نیست

هم ممکنه  خدای نکرده ارتباط شکل  بگیره 

توهم که نیستی راحتن

زنش مشکلم زنشه خیلی با شوهرم راحته 

دقیقن همین مشکل تورو منم داشتم دقیقن همینطوری زنش با شوهرم خیلی راحت بود جوری که به منو شوهرم حسودی می‌کرد یبار که اومده بود خونمون گفت من گوشی ندارم و اینا میخام به یکی زنگ بزنم گوشیتو بده دادم به دوست پسر قبلیش زنگ زد بعد اون ماجرا یروز زنگ زد که شماره شوهرتو بده پسر عمم میگه من میشناسمش دادم شماره شوهرمو بهش  اون روز به شوهرم زنگ زده بود که زنت گفته شماره دوست پسر قبلیاتو بده به من بعد همون شب به که به دوست پسرش زنگ زد تو خونم بود گفت دلم قورمه سبزی میخاد خونه پدرشوهرم نمیتونم بخورم درست نمیکنن منم دلم سوخت لوبیا نداشتم کارتمو دادم بره لوبیا بگیره منم بقیه کارامو بکنم به شوهرم گفته بود زنت بهم گفته برام پول بکش از کارت ولی به شوهرم نگو کلی حرف به شوهرم گفته بود پشت من جوری که شوهرم هنوز به من شک داره منم شوهرم که بهم گفت زنگ زدم به دختره همه چیو انکار کرد شوهرم گفت من قسم اینو خوردم که یه بلایی سرش بیارم دیگه همچین گوهی نخوره قهر بودیم باهاشون یه سالی میشد بعد دیدم شوهرم کم کم داره میره خونشون جوری که من زنگ میزدم کجایی می‌گرفت فوش میداد یا جواب نمی‌داد یبار شوهرم رفته بوده خونشون به دختره گفته برای پیامکای سیمکارتم رمز بزار پیام میدی زنم نبینه دختره رمز میزاره یادش میره شوهرم این زنو شوهرو میبره شهر باهم سیمکارت بگیرن زنگ زدم به شوهرم گفتم کجایی گفت با فلانی اومدم سیمکارت بگیرم شوهرش بعد گفتم زنشم هست؟ شوهرم گفت نه زنه از عمد صداشو درآورد من فهمیدم اونم هست بعد هی شوهرم میگفت نیست خونشون توی خونه پدرشوهرش اینا بود من رفتم درحیاطشون تو حیاطشون با مادرشوهرش وایستادم تا بیان صدای ماشینو شنیدم درو باز کردم اینا جاخوردن دختره نمیومد از ماشین پایین شوهرش درو باز کرد دستشو کشیدم اوردم تو حیاط گفتم از زندگی من چی میخای شوهرم جلوی اونا گرفت انقد کتکم زد اومدیم خونه بیشتر زد بعد به دختره زنگ زده بود که من بخاطر تو زنمو زدم بعد دیگه خانواده شوهرم همه چیو فهمیدن دیگه رفتنش کمتر شد و قطع شد بعد یه مدت شوهرم بهم پیام داد همینطوری که باهام حرف میزد گفت گرفتم زن فلانی رو ک.ر.د.م بخاطر کاری که با تو کرد هیچ وقت یادم نمیره چیکار باهام کردن بیشتر شوهرم توام عزیزم مراقب زندگیت باش 

امضامو دلی مینویسم من توی ۱۴ سالگی صاحب یه دختر شدم خودم خیلی سختی کشیدم توی زندگیم از خدا فقط فقط خوشبختی دخترمو میخام🙏این بچه توی شهری که من دور از خانوادم بودم هم پدرم بود هم مادرم با هم بزرگ شدیم یه جاهایی عقل و شعور این بچه خیلی بیشتر از باباش بود😒انشالله که همه ی دخترا عاقبت بخیر بشن

اینهمه برات تایپ کردم بخونیا  

اینارو گفتم اینجور روابط تهش یه چیزی هست مراقب زندگیت باش عزیز دلم من همچین لطمه ای خوردم تو مراقب باش با توجه به شناختی که از شوهرت داری یکاری بکن بیخیال نشین نزار طولانی شه

امضامو دلی مینویسم من توی ۱۴ سالگی صاحب یه دختر شدم خودم خیلی سختی کشیدم توی زندگیم از خدا فقط فقط خوشبختی دخترمو میخام🙏این بچه توی شهری که من دور از خانوادم بودم هم پدرم بود هم مادرم با هم بزرگ شدیم یه جاهایی عقل و شعور این بچه خیلی بیشتر از باباش بود😒انشالله که همه ی دخترا عاقبت بخیر بشن
اینهمه برات تایپ کردم بخونیا     اینارو گفتم اینجور روابط تهش یه چیزی هست مراقب زندگیت با ...


اهوم خوندم ممنون عزیز دلم از تجربه ات گفتی مراقب میشم از این ب بعد منم دلهره دارم میگم بهش اعتراض کنم بدتر میشه برا همون بیخیال شدم

عشق
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   قلعه_یخی  |  4 ساعت پیش
توسط   دنا_  |  18 ساعت پیش
توسط   بیتااااااااا  |  1 ساعت پیش