2777
2789
عنوان

خونه پدری

97 بازدید | 2 پست

هروقت بخایم بیایم خونه بابام.بابام انگاری غصش میگیره مامیایم. همش میگه مریضم مریضم. هیچیشم نیستا. میگیم پاشو بریم دکتر میگه نه. اینجور میگه که ما بلند شیم بریم خونمون. همون یه چند ساعتی هم که میایم زهرمارمون میشه. نون مون هم خودمون باید ببریم.

بیچاره دایی هام یهویی میان خونه بابام . برمیگرده به مامانم میگه اینا بو کشیدن ما غذا مثلا کباب داریم بلندشدن امدن

پدربزرگوارتون خسیس و بداخلاقن 

خدا نگهشون داره ولی شما مادرتونو دعوت کنین یا خونه همدیگه جمع بشین که هم لغز نشنوین هم بهتون خوش بگذره 

کاش میشد از کسانی که مرده اند پرسید:آیا بالاخره رنج پایان یافت؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792