مثلا باردارم میخواستیم الان بریم دکتر
من از دانشگاه اومدم با مقعنه اینا بودم بهش میگم لباسمو عوض کنم میگه نمیدونم
میگم خب شوهری نظر بده میگه نه عوض نکن بهش میگم خب بنظرت لباسم زشت نیست اینجوری
یهو هجوم آورد سمتم با دست هی میگفت بیشرف خب هر غلطی میخوای بکن 😭😭بعدم گفت نمیخواد بریم
نشستم تو اتاق گریه میکنم فقط 🥲
مردمم شوهر دارن منم دارم
فقط مثل سگ واسه مادرش و خواهرش دم تکون میده واسه من پاچه میگیره