بچه ها دستم به دامنتون باتجربه ها بیاااان
من یک ساله ازدواج کردم .هم خودم هم همسرم ترم اخر پرستاری هستیم و خونمون جدیدا حاضر کردیم که مستقل شیم..مجازی باهم اشنا شدیم و ازدواج کردیم و بعدد بخاطر دانشگاه ما مجبور شدیم یکسال اول زندگیمون رو خونه بابای من باشیم چون خونه پدرشوهرم اینا یه شهر دیگس...خلاصه موندنمون خونه پدرم باعث شده یه سری حرف و حدیثایی پیش بیاد بین همسرم و خانوادهم که واقعا عذاب اوره..مادرشوهرمم خیلی دخالت میکنه تو زندگیمون همسرمم به حرفش گوش میده دائما بهش زنگ میزنه پرش میکنه..همیشه پیش دعانویس و اینجور چیزاس بنظرتون چیکار کنم کمتر بهمون زنگ بزنه و دخالت کنه با دخالت هاش باعث شده همسرم به مادرم بدبین بشه خیلی ناراحتم😭😭طبیعیه اول زندگی این بحثا و دخالتا؟😐😭