ابرومونو باباممیبره بخدا از گوشت و مرغ و خرما عسل مربا هر وقت میاد از خونمون میبره این سری لباس اورد تعمیر کرد نزدیک دو تومن حتی یه قرونم به بابام نداد سه روز وقتشو گرفت اخرشم هیچ اون موقع بابام میخواست کار کنه واسه ابجیم کفش و کیف بخره ولی وقتشو گرفت خواهرم گریه میکرد میگفت بابا تو به من قول دادی داییم رفت سر خواهرم داد زد خفه شو بی تربیت بیشعور و.... و سیلی زده بود بهش اینو یادم رفت بگم
بابای بیچاره ی من خیاطه از همه ارزونتر لباس تعمیر میکنه داییم یه ساک وسایل اورد مفت همشونو تعمیر کرد بقران بابام میگفت هزینه همشون 2 میلیون میشه چون معدشو عمل کرده لاغر شده لباساش گشاد شدن 🙄 تقریبا سه روز وقت بابامو گرفت بعد پارسال واسه مامانم یه شلوار خونگی خریده بود 250 تومن با پارچه شده بود 500 تومن بعد برگشت به مامانم گفت بهم 500 طلب داشتی نمیگیرم به جای پول تعمیرات حساب کنید وقتیم که شنیدن وام ازدواجم اومده الکی قار کردن رفتن چون اونا کرج زندگی میکنن خودشون پیشنهاد دادن بیاین اونجا خرید کتید ولی قهر کردن الکی که مثلا اینا نیان
حالا دیروز برداشته 500 هزار تومن زده که واسه سر جهازت یه چیزی بگیر اخه با 500 تومن یه دست کاسه نمیدن 😑😑😑
بقران واسه خواهر زنداییم واسه سر جهازش ابمیوه گیر و چایساز گرفته بود 🙄
انگار ما گشنه اون 500 تومنیم مامانم واسه عروسیه دختر خالم کرج بود موقعی داشتن بر میگشتن مامانم داشته لباسارو تا میکرده داییم داد زده سر پسرش برو اساب بازیاتو چک کن ببین سر جاشن یا نا مامانم لباساشو برده ریخته تو حال دوباره جمع کرده