خانواده ساده منزوی خنگول
مامان بابام هر دو ساده اند
البته بیمار روانی هم هستند هر دو تاشون
منم بیماری روانی دارم
اما خدایی ساده تر از مامان بابام نیست که نیست
مامانم کا زندگیش فقط فکر این بود بچه هاش منحرف نشند و فکر های عجیب بد میکرد در مورد بچه هاش
بابام هم سااااکت ساکت صبح تا شب فقط میره سرکار سی و خورده ای ساله فقط میره سرکار صب تا شب با بچه هاش و زنش حرف نمیزنه.
اصلا بین مردم نیستیم.
اصلا دور و برم مثل خودمون ندیدم
هیچی به بچه هاشون یاد ندادند با کسی هم ارتباط نداشتیم که یاد بگیریم.