2821
2789
عنوان

عاقبت ظلم *

1466 بازدید | 19 پست

سالها پیش تو محله ی پدری یک پیرزن بودبه اسم مَلک که خواهرم که سوزن زنی بلد بود  گاهی میرفت سوزن تقویتی  بهش میزدمنم گاهی با خودش میبرد خونشون قدیمی و باصفا بوداما ملک زنی بدقلب و بدجنسی بود یک عروس مظلوم و بینوا هم داشت که اسمش مَهبابودکه ازاون کار میکشید و مدام بهش تیکه مینداخت که اجاقت کوره و پسرم منا بدبخت کردی پیش جاریهاش اونا تحقیرمیکردپسرش بداخلاق بودوخسیس دل به کارم نمیداد وبه قولی بچه ننه اون روز عصر وقتی با خواهرم رفتیم خونشون  مهبا صورتش داغون و سیاه شده بود و دستاش پراز زخم  برایمون چای آوردواقعا حالمون بد شد 

ولی جرات نداشتیم حرفی بزنیم فقط خواهرم گفت باید دستتا پانسمان کنم وگرنه عفونت میکنه که ملک همچنان که ب عصا تکه داده بود

داد زد پاشو برو ی فکری برای شام بکن 

ماسکوت کردیم و خواهرم که داشت سوزن ملک را میزد به بهانه اب خوردن رفتم توی آشپزخونه 

مهبا با پشت دست اشکهاش را پاک کرد 

دخترک زیبا و کم سن و سال رازده بودن داغون کرده بودن بهش گفتم تا کی میخای اینجا بمونی ومورد ظلم قرار بگیری برو شکایت کن آروم  گفت چه کنم جایی را ندارم نه خانواده ای نه فامیلی که به من پناه میده بعدم منا میکشن گفتم برای چی تورا زدن گفت میخادبراش  زن بگیره و بیاردش تواین خونه من فقط زدم زیر گریه هیچی نگفتم

 اینا حتی ی دکترم منا نمیبرن درمانم کنن  فقط مدام بهم میگن اجاق کور و کتکم میزنن 

این مشکلات هستن که رشدت میدهد...

طفلک 

خب بعدش چی شد

اینکه اگر چشم آبی و یا مسیحی باشن ازشون دفاع کنیم ،  و اگر رنگین پوست باشن ، بگیم به ما چه ؟  نشونه با کلاسی نیست ،  نشونه زیر پا گذاشتن انسانیت هستش ...   #بخاطرکودکان‌ترسیده‌ی‌بی‌دفاع

لایکج کنید کاما شد بخونم

عضوگروه نارنجی🧡تاریخ شروع ۱۰/۲۵🧡وزن اولیه۷۲😬وزن ثانویه ۱۱/۵:۶۹/۸۰۰😎وزن ثالثیه😅 ۶۸/۶۵۰:۱۱/۱۶😉وزن هدف اول ۶۵🔐هدف دوم۶۰🔐هدف نهایی ۵۸🔐💛من موفق میشم،دیگه وقتی عصبی بشم شکلات نمیخورم نوشابه انرژی زا و چیپس و کیک و کلوچه ممنوع🤧😜،،دوستان،کارآگاهان،کنجکاوان تاپیک اول مال من نیستتت من متاهلم چندساله ازدواج کردم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

آخرش ملک کار خودشا کرد و رفت و ی دختر را برای پسر بی همه چیزش نشون کرد با اون همه خسیسی 

رفته بود کلی وسیله برای دختر خریده بود 

و اونا را جوری که دل مهبارا بسوزنه نشون ما میداد

خواهرم کفری میشد ولی جرات اعتراض و حرفی را هم نداشتیم آن موقعه ها کسی جرات اینکه به بزرگترها اعتراض کنه یا حرف دلشا بزنه را نداش 

خواهرم بهم گفت کاش زودتر من برگردم برم خوابگاه تا این زن زشت صفت را نبینم اه

این مشکلات هستن که رشدت میدهد...

مهبا خون گریه میکرد و لی جرات نداشت حتی اشک بریزه ملک تو چشماش نگاه مبکرد اگه رگه های قرمز میدید با عصا میزد بهش و میگفت باز چه مرگت شده نمیخام زیاد طولانیش کنم ولی یک هفته قبل از عقد پسرشا به جرم حمل مواد مخدر گرفتن و حبس ابد خورد ملک هم روز ۱۳ به در همون سال سکته کرد و نیمه فلج شد و همین عروس اونا جمعش میکرد 

این مشکلات هستن که رشدت میدهد...

من تو تاپیک بعضی دوستان دیدم که نوشته بودن کسی را دیدید که ظلم کنه و به سزاش برسه بله من دیدم شوهر مهبا را تو زندان چاقو زدن و ملک هم چند سال ذلیل بود مهبا بعدها ازدواج کرد شوهرشم خیلی خوبه و دوتا بچه داره که ماشالاه بزرگ شدن  من میشناسم شوهرشا  از فامیلهای دور پدری ام هست 

این مشکلات هستن که رشدت میدهد...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز