به خدا ديگه كشس ندارم قلب درد گرفتم اتقد استرس كشيدم
من دايي ها و خاله هام يه شهر ديگن مامان بزرگ بابابزرگمم شهر ما . امروز مامانم بايد اونارو ميبرد دكتر وقت گرفته بود. الان بابام قاطي كرده به مامانم ميگه همه خودشونو كشيدن كنار همه ي زحمت گردن توعه ( موضوع به ارث و ميراثم ربط داره) بعضياشون مشكل داشتن به اونا پول رسيذه به ما نه ( البته پدربزرگم در قيد حياته) الانم مامانم مونده خونه مامان بزرگم بابام ميگه من نميام دنبالت 😫 از استرس دارم ميميرم دلم برا مامانم ميسوزه انقد كه صبوره
بابام اصلا ادم نيسستتت