ما عقدیم ( دونفر این کاربری رو دارن سوتفاهم نشه)
ولی تقریبا باهم زندگی میکنیم تا ایشالا اسفند ماه عروسیمونه
حالا من عصرا میام خونمون تا شب که شوهرم یا میره سرکار یا به کارهای دیگش میرسه من این چند ساعتی که خونه مامانمم همه انرژی های منفی رو دریافت میکنم و حالم بد میشه ثانیه به ثانیه این تایم برام یکسال میگذره همش چشمم به ساعته میگم خدایا چرا نمیگذره شوهرم بیاد
جو خونمون مامانم که همیشه غر میزنه بی نظمی دعوا تشر قهر ناراحتی افسردگی
انگار خونمون رنگش سیاهه سیاهه وقتی میام دلم میگیره
الان دارم جووووون میدم تا شوهرم بیاد😪
۲۰ سال تلاش کردم مامان و بابام رو عوض کنم نشد
مامانم همونقدر بی نظمه و خونمون بهم ریخته و داغونه غذا نمیپزه
بابامم همون ادمیه که صبح تا شب با خودش درگیره و افسردس و مامانی که غر میزنه به جون همه
خدایا کاش شرایطمون به خوبی جور بشه زود بگذره بریم خونه خودمون به خدا خستم از این شرایط😔😔