خونه پدرم هر وقت میرم هیچی ندارن .پول دارن ها ولی مثل گدا زندگی می کنند
بعد جالبه چیزی هم باشه تو خونه ما رو دیدنی قایم می کنند اصلا محبت ندارن
هیچ وقت هم میوه ندارن یا گوشت هیچی
بعد امروز رفته بودم ظهر بعد مدرسه دخترم اونجا .فقط سوپ بود اونم کم
دخترم خورد ولی معلوم بود سیر نشده .برگشتنی همسرم اومد ما رو برد خونه.دخترم گفت گرسنمه .شوهرم گفت همیشه از خونه پدرت گرسنه میای .تعارف داری با خودت .ولی نمی دونه که اونجا هیچی نیست