2777
2789
عنوان

یسوال😐واقعا شما چطور عاشق میشید؟

117 بازدید | 15 پست

وابستگی رو تجربه کردم ولی عشق رو اصلااا

یادم نمیره به هیچ کره خری ابراز عشق کردم😂می‌بینید توروخدا من هیچ وقت با پسری نبودم شوهرسابق اولین مرد زندگیم بود چقدر بی لیاقت بود همیشه بهش میگفتم اولین مرد زندگیم تویی 

چقدر بهش متعهد بودم هیچ وقت به مردی جز اون فکر نمی‌کردم ولی اون چیکار کرد برام؟ واقعا نمی‌دونم فکر میکنم مشکل چیزی داره..یه آدم آنقدر تابع دستورات خانوادش وخصوصا مادرش..چقدر بهم توهین کرد چقدر به پدرومادرم جلوم فحش داد وبی احترامی کرد چقدر مادرش جلوش بهم تهمت زد و حتی غذا رو ازم گرفت وبرد اتاق من نخورم 

با همه بدیهاش.. زدناش ..بی احترامی هاش...توهین هایش.تحقیرهاش.تهمت هاش..حتی روز آخر که باهاش بودم وخیانتش..وخانوادش و همه رو تحمل کردم..حتی وقتی بهم گفت دانشگاه نرم و کنکور ندم و دوازدهم نرم اونم گفتم باشه...فکر نکنید عاشقش بودم فقط میخواستم زندگیمونو بسازم فقط دنبال سازش بودم....ولی چقدر بی لیاقت بود...

چقدر سختی کشیدی عزیزم 


از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

همیشه یکی هست 

که یه نفر براش صدشو گذاشته 

ولی طرف...

عرق نعنا از خانواده همون عرق هاست ولی اونا رفتن پی رفیق بازی این نشست پای درس و مشقش متخصص معده شده 🙂😁 من برعکس بقیه وقتی لایک میکنی کیف میکنم )))))))

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چقدر تاسف میخورم 

دیشب تب ولرز گرفتم نصف شب بیدار شدم هیچکس نداشتم تنها توی اتاق میخوابم

یاد یه خاطره ای افتادم موقعی که پیش اون بی لیاقت بودم نصف شب بیدار شدم دستمو روی پیشانیش گذاشتم داغ بود با همون خواب آلودگی سریع بلند شدم پارچه خیس کردم گذاشتم رو پیشونیش بیدارش کردم قرص بهش دادم ماساژش میدادم حیف حیف حیف

من عاشقش نبودم ولی مسئولیت پذیر هستم من سعی میکردم وظایف بعنوان همسر رو در حقش ادا کنم 

ولی اون برعکس نه پول نه رفاه نه آرامش یخچال فقط گوجه وبادمجون وسیب زمینی😂به هرکسی میگم بهم میخنده

چقدر تاسف میخورم  دیشب تب ولرز گرفتم نصف شب بیدار شدم هیچکس نداشتم تنها توی اتاق میخوابم یاد ...

اجر کارهاتو خواهی دید نگران نباش،دوس من با یک بچه یک ماه طلاق گرفت حتی پول پوشک بچشو نداشت خدا یک مرد مجرد جلوش گذاشت که خدا شاهد هست مثل پدر واقعی برخورد میکنه با بچش و بچه نمی دونه این باباش نیست .و پدر اصلی هرگز نیومده دیدن بچه،وقتی داشت طلاق می گرفت  پدر شوهر اولش بهش گفت کی میاد یک زن رو با یک بچه بگیره از کار خدا پسر مجرد اومد،

سنت کمه، اونقد فرصتای خوب برات پیش میاد، بهترین تصمیم عمرتو گرفتی، شک نکن. و منی که تو ۳۲ سالگی نمید ...

بنظرم ارامشتو فدای چیزی نکن واقعا سختی وعذاب ودرد ناراحتی تا کی ؟ من منظورم نیست جدا بشید شما بعنوان همسر وظایفتونو ادا کنید تلاشتونو بکنید برای ساختن این زندگی واینو بدونید طلاق آخرین گزینه است

انشاالله که همچی درست میشه خاله نگران نباشید ❤️❤️❤️

الهی 🥺گناه داره انشاالله خوشبخت بشه 

دوست جوون نگران نباش خدای ما خدای ناممکن هاست 

تو هم لطمه عاطفی خوردی اما خدا روشکر کن که از اون زندگی بیرون اومدی به خانوادت فکر کن پدرت مادرت که حمایتت کردن میدونی من چقدر دلم می خواد محبت مادرمو ببینم؟؟؟و تو اون محبت رو داری نمی بینیش


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   پولدارخوشحال  |  37 دقیقه پیش
توسط   zaraaaaaaaazz  |  38 دقیقه پیش