من از دل گرفتگی ب مرحله اعصاب خوردی رسیدم بس ک از دست برادر شوهر بی شعورم دارم حرص میخورم
بیکار و بدون خونه اومده تهران آوار شده سر زندگی من
معلومم نیست کی بره
دیشب بدون اطلاع ما موتورش رو توی کوچه پارک کرده خودشم رفته توی نیسان همسایه ک فامیلمونم میشه خوابیده
همسایه ها خبر دادن
شرف همسرمو برده با این کارش این بی شعور
معلومم نیست کی بره
دعا کنید زود بره