من از زندگیم و شرایطم براتون بگم ، در مقابلش امید و ایمانی که به خدا تو این همه سال داشتم؛ هم بگم
شما هم با من موافق میشی
....
منم ادمیزادم ، یه جا کم میارم !
چقدر صداش کردم جوابمو نداد 🙂
چند سال شبا با گریه میخوابیدم ...روزایی که همسن های من درگیر تفریح بودن
من از این مطب به اون مطب دنبال درمان !
و....
تازه این بخش کوچیکی از مشکلاته