شدم پر از آشغالای درونی تو وجودم از همین اول جونی تو سقوطم
از همین اول جونی تو خاطرات تلخم وسط یه فاضلاب سرد
...زمانو زندگی کردن از یاد من رفته تو هر جمعی که وارد میشم حرفای من تلخه
اخلاق من بده بعضی وقتا به این موضوع فک میکنم
که شاید دوای من مرگه...18 سالم بود فقط اهنگ تنهایی پیشرو و یاسو گوش میدادم