جریان از این قراره که آقاهه شوهر دوست مامانمه . من یه قسمت تنها کار میکنم همکارام هر کدوم تو جاهای دیگه . دیدم یه شماره ناشناس بهم زنگ زد و جواب دادن احوال پرسی کرد گفت میام جنسارو نگا کنم منم گفتم نشناختمتون و خودشو معرفی کرد . آقاهه اومد تو و یهو زل زد تو چشام که خیلی خوشگلی و این چرت و پرتا . بعد گفت من اگه برم دلت واسم تنگ نمیشهههه؟ منم گفتم آقا اگه کار ندارین بفرمایین برین گفت اگه باهام راه بیای از این حالت خشکی در میای و احساسی میشی . بهم گفت موش موشی هم خوشگلی هم خوشتیپ نمیشه ازت گذشت😑
منم فورا زنگ زدم به مامانم و گفتم ب دوستت بگو این هول خان رو جمع کنه. به بهونه رفتن به بوتیک بغلی رفتم بیرون و برنگشتم
بچها باورتون نمیشه پریودم انقد ترسیدم که از ظهر فقط خونریزی دارم شدید