امروز شوهرم از سر کار اومد غذا براش کشیدم اینقدر از غذا غر زد که نتونستم غذا بخورم میگه چرا سیب زمینی تو غذا نیست گفتم تو خونه نداشتیم اینقد حرف بارم کرد هیچ نگفتم دلم شکست مثل همیشه از حرفاش مشخصه که از من پیش دوستاش بد گفته اوناهم حرف منو بهش زدن و اونم هی غر میزد سر سفره جوری غذارو کوفتمون کرد که نه من نه پسرم نتونستیم بخوریم خودش خورد،بعد گفتم ببرم خونه مامانم گفت تا شراب که آوردم نخوری نمیبرم گفتم صدسال لب نمیزنم اومد دهنمو جوری فشار داد لبم از داخل قاچ خورد هیچ نشستم و گریه کردم بعد تا خوابم برد اینقدر از این زندگی خستم که هر روز از خدا میخوام مرگمو برسونه راحت بشم نه عشقی نه امیدی نه انگیزه ای ای چه میشد خدا منو ببره راحت بشم
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
نمی دونم شوهرم دک تا عیب داره کم حرف و سرد... داعونم کرده
به نظرم اگه پول بهت میده ازش بگیر حسابی به خودت برس کم حرفه که باشه مگه اینایی که پرحرفن جز فحاشی و تحقیر و خبرچینی براخانوادهاشون چه گلی به سر زناشون زدن ،آدمی که پر حرفه کنترل زبونش رو نداره کاش شوهر منم در طول روز ۴ کلمه حرف میزد ولی به من خرجی میداد و دلم رو با زبونش نمیشکوند