بهم گفت میرم بیرون سیگار میکشم میام.
همیشه ۵ دقیقه ای میومد.
الان دوساعته رفته بیرون
دیدم نیومد.زنگ زدم گفتم دوساعت چیکار میکنی.
گفت سیگار کشیدم گفتم دروغ نگو
گفت موتور سازی بودم موتورم خراب شده بود
گفتم اره توهمیشه موتورت خراب میشه بای هزینه کنی
گفت اومدم خونه بهت توضیح میدم
اومد بهم گفت سیگار کشیدم موتورم هم خراب بود.
گفتم حتما هزینه هم باید بدی مثل همیشه خراب میشه.
هر وقت من همراهت نیستم موتورت خراب میشه باید خرجش کنی اونم بالای ۲ تومن . من خر نیستم.
گفت نه هزینه نکردم یه پیچ بود.
گفتم یه پیچ ۵ دقیقه کارشه نه دوساعت.
بعدشم تو ک پشت تلفن گفتی موتورت خراب شد و سیگار میکشی .بعد ک بهت گیر دادم بعد گفتی یجا بودم میام بهت توضیح میدم
چیو از من قائم میکنی.
بهم گفت برد طلاق بگیر از زندگیم برو
ب توچه دوسدارم برم بیرون.
تومیری همراه مادربیرون
وسایلاتو بزار و برو هرچی برات خریدم و نخریدم.
چرا خونه بابات نمیری
و....اشکم در اومد.
الانم دوباره رفت بیرون.
تودلم گفتم اره ۵ سال عقدشم بدون هیچ نفقه ای تازه کلفتیشونم میکنم.
حقوقش برا خانواده.
مسئولیت اونارو دوشش.
من جایگاهم توزندگیش مشخص نشده بعنوان همسر.
تازه طلای مجردی و پول توجیبی بابام برای بدهکاریش میره.
یارانم
حتی موتوری ک بابام خرید براش.
این همه خوبی کردیم از تود گذشتی .
اینم شد جواب من.
از پیش خانوادش بمن حرف زد داد بیداد کرد اشکم رو دراورد