2777
2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 436 بازدید | 55 پست
میدونی دلت باید ب دل یکی گره بخوره تا ازدواج برات شیرین بشه 

آره کوثر راست میگه ☺️

ببین تو دل منو شکستی! چون اصلا برات مهم نبودم ولی شک نکن.... کار ماشو سر کسی پس میدی... که خیلی برات مهمه....
میدونی دلت باید ب دل یکی گره بخوره تا ازدواج برات شیرین بشه 

میدونم. این زمانبره آخه منم آدمی هستم ک با خانوما هیچ برخورد و ارتباطی نداشته و ندارم.محیط کارمم مردونس

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میدونم. این زمانبره آخه منم آدمی هستم ک با خانوما هیچ برخورد و ارتباطی نداشته و ندارم.محیط کارمم مرد ...

اسی کدوم شهری ؟

ببین تو دل منو شکستی! چون اصلا برات مهم نبودم ولی شک نکن.... کار ماشو سر کسی پس میدی... که خیلی برات مهمه....
منم جدا شدم خیلی اذیتم همش فکر میکنم چرا به کسی که قدرمو نمیدونست جواب بله دادم که الان بهترین سن جو ...

مشاوری ک میرم پیشش میگه اینا علایم افسردگیه.ولی من درونگرام افسرده و غمگین نیستم

مشاوری ک میرم پیشش میگه اینا علایم افسردگیه.ولی من درونگرام افسرده و غمگین نیستم

شایدم افسردگی داری خودت نمیدونی 🤔

ببین تو دل منو شکستی! چون اصلا برات مهم نبودم ولی شک نکن.... کار ماشو سر کسی پس میدی... که خیلی برات مهمه....
میدونم. این زمانبره آخه منم آدمی هستم ک با خانوما هیچ برخورد و ارتباطی نداشته و ندارم.محیط کارمم مرد ...

خب  ببین  عشق ربطی ب این نداره  امکان داره اصلا تو بازار چشمت ب یکی بیوفته دلت گرفتارشه یا اینکه تو مزاسم عروسیو....‌‌  اون مهم دله باید گرفتارشه  شایدم بری سنتی پسندت شد

خب  ببین  عشق ربطی ب این نداره  امکان داره اصلا تو بازار چشمت ب یکی بیوفته دلت گرفتار ...

مگه عشق در یک نگا وجود داره ؟اعتقاد داری بِش؟

 کاربر خانوم هستم.من عاشق پسر مذهبیه واحد روبرویمون شدم صداش همش تو اتاقمه دارم دیووونه میشم...سه سال هست که تو ساختمون ما دو تا پسر از شهر دیگه برای کار آمدن و زندگی میکنن و دیوار اتاق این پسر با دیوار اتاق من مشترکه، تویه طول سه سال تمام خنده هاشو صحبتاشو تلفناشو رازو نیازاشو و نماز خوندناشو نماز شباشو و حتی گریه هاشو (موقع رازو نیاز و خوندن دعا)شنیدم و خیلی وقتها ک شروع به صوت قرآن میکنن من اینور دیوار دست از کارم بر میداشتم و به صوت قران ایشون گوش میدادم و میگفتم خوشبحال همسرشون(مطمعن شدم مجرد هستند) من ایشونو ندیده بودم تا اینکه پارسال بارها ایشونو دیدم و دلم رفت و الان درگیرش شدم  من جز توکل کاری از دستم بر نمیاد ،من در ماه ۱۹ اسفند ۱۴۰۲ کربلا روزیم شد و اونجا از آقا خواستم یا فراموششون کنم یا اگر به صلاحه  این پسر رو به من ببخشه که مطمعناً قَدرش خواهم دونست در غیر اینصورت بهش همسری بده که قَدرشو بدونه...                             خیلی ها ازم پرسیدن به کجا رسید این عشق یک طرفه! (مرسی از پیگیریتون) پسر همسایمون اسمش آقا حامد هست.عزیزان از  آقا حامد رفتارهای مثبت زیادی دیدم از پارسال تا امسال نمتونم بازش کنم چون طولانی هست ولی در نهایت پسر همسایمون من رو خیلی نامحسوس نشون مادرش داده الانم رفته شهرشون و خبری نیست ازش حالا نمیدونم باز هم میبینمش یا نه! و خبری هم از خواستگاری  نیست 💔🥺شاید مادرش خوشش نیومده و هزارتا شاید دیگر... یک صلوات برای آرامشم و حاجتم مهمونم میکنید عزیزان؟؟؟🌹مچکرم🙏
خب  ببین  عشق ربطی ب این نداره  امکان داره اصلا تو بازار چشمت ب یکی بیوفته دلت گرفتار ...

من سنتی میرم جلو. اصلا اهل بازار رفتنو مراسمو جاهای رسمی نیستم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز