یه شب زدم زیر گریه و نذر حضرت زهرا کردم که توروخدا بچمو نگه دار برام.. شهادت شون بود اون زمان..
و خدا و حضرت زهرا صدامو شنید و از فردا خونریزیم لخته شد و کم کم بست.. و دیگه نداشتم
بعد از دو ماه خونریزی.. رفتم برای جنسیت
که بهم گفتن بچت پسره
اونجا با اینکه هیچ نگاه جنسیتی نداشتم
بی اختیار گریه کردم هم از سلامتی بچم
هم اینکه دیگه یه پسرم دارم جنسم جور شد
و خدا خودش هدیه دادش بدون درگیری رعایت جنسیتی
من الان بچم 4 ماهشه.. اسمشم میکائیل
هر روز که نگاهش میکنم و نگاه دخترم
میفهمم.. که تمام سرنوشت مقدر شده از خداست
و ما نمیتونیم براش باید هارو بیاریم