خانواده شوهرم بهم انگ چشم شوری زدن. میرم اونجا فقط استرس دارم که نکنه چیزی بشه. جرات ندارم به بچه هاشون نگاه کنم. در حد مرگ اذیت میشم. چند روز پیش تولد دعوتمون کردن من گفتم نمیام بعد برای این که فک و فامیلشون فکر نکنن ما قطع رابطه ایم اصرار کردن که بریم.اونجا خواهر همسرم دستش برید حالا هی میگن چشم خورد