صبح موقع رفتن مهربون بود
رفت من ساعت ده پیام دادم برام شارژ بفرست نت بخرم فقط سی تومن زد .گفتم بابا شارژ اضطراری زیاد گرفتمهمه ش میره برای اون .زیاد بزن بتونم نت بخرم. اینم بگم اول تشکر کردم بعد اینو گفتم
یهو عصبی شد که چه طرز حرف زدنه .بعدا میزنم نزد دیگه
منم گیر ندادم
بعد ساعت دو ظهر پیام دادم عزیزم ناهار منتظرتم
پیام داد سلام من خوردم تو ناهارتو بخور
باز چیزی نگفتم.تا الان نه زنگ زدم نه پیام دادم دیگه .که دخترم گفت دلم تنگ شده برای بابا .زنگ زد به شوهرم سرد گفت دستم بنده .خودم زنگ میزنم بعد دیگه خبر نشد تا الان که نیم ساعت می گذره
دلم می خواست اونجا بودم یه دل سیر کتک ش میزدم