همه کس من نمیتونم از خوبی هات حرف بزنم اصلا لال شدم تنها راه حلش نوشتنه گفتم اینجا بنویسم تا همه بفهمن من چه کسی و از دست دادم لطفا برای شادی روح پدرم یه صلوات بفرستید
بابا جونم زود رفتی نازیتو تنها گذاشتی مگه قول ندادی همیشه کنارمه اما چرا یهویی تنهامون گذاشتی
بابا همش یاد خاطراتم باهات میفتم یاد بحث هامون یاد گردش های پدر دختریمون بابا یادته دست مینداختی دور گردنم برام اواز میخوندی منم میگفتم عه بابا ولم کنم بابایی دقیقا دلم برای همون اوازت تنگ شده دلم برای تیکه کلماتت اخه من بدون تو چیکار کنم دیگه بی کس شدم دیگه تنها شدم با کی دیگه دردل کنم به کی صبح ها زنگ بزنم برنامه روزانمو بگم مگه میشه بیام خونتون و تو نباشی دیگه خونتون نور نداره عشق نداره حتی دیوار هم دلشون برات تنگ شده بابا یادته چقدر برنامه ریزی کردی بعد اینکه پسرم بدنیا اومد چیکارا کنی
بابا جونم من حال ادامه دادن ندارم دیگه نمیتونم به زندگیم ادامه بدم عزیزکم به قول مامان نازارکم دیدارمون رفت تا قیامت مراقب من و زندگیم باش از دور برام دعا کن
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭