تا ما خونه رو فروختیم فرداش خونه رو گذاشتن برای فروش
به همسرم میگن ما پیریم،مریضیم نمیتونیم تنها بمونیم یکی باید باشه مراقبمون باشه ،حدودا ۵۵ اینا سنشونه!!!!
انقدددددد گفتن همسر ساده منم میگه راس میگن گناه دارن
الان خودشون رفتن خونه پیدا کردن بدون نظر ما
میگن همینحا وسلام ،خودشم شرط گذاشتن ....
سند به اسم ما باشه و ما میشینیم طبقه بالا چون ما بزرگیم
طبقش به جهنم اخه یعنی چی سند به اسم ما باشه!!!!
مگه نمیگی پیرم مریضم چطور این همه پله میری میای
ط بالا ۱۵۰ متره ،۳ خواب
ط پایین ۸۰ متر تک خواب
خودت بگو انصافه خواهر من اخه؟
به من خط و نشون میکشن از الان مهمون اومد میای بالا ، حیاط تمیز میکنی ، بچه رو میدی ما نکه میداریم رفتی سر کار حق نداری بذاری مهد و......
جلو همسرمم میزنن زیرش میگن ما کی گفتیم ما منظورمون اون نبود هما بد برداشت کرده