سه ساله ازدواج کردم و تو این سه سال شوهرم نه پول داره ن ماشین داره نه یه شغلی که عین ادم بره سرکار و ثابت همونجا بمونه
همیشه من باید بابت رفت و امدم پدرم دربیاد چون انچنان پولی ام بهش نمیده ک همش اسنپ بگیرم همیشه سربار خونوادمم الانم ک دانشگاه میرم هر روز باید ب یکی زنگ بزنم بیا منو برسون یا با بدبختی اسنپ بگیرم یا اتوبوس سوار شم(خارج شهره دانشگاهم)
حالا اصل قضیه….دانشگاهمون وام میده ۷۰ تومن بازپرداختشم دوسال بعد ب صورت یکجاعه
ب نظرتون بگیرم یکمم طلا بفروشم ی پراید مدل پایین ب اسم خودم بخرم؟
اینکه میگم از شوهرم پنهون کنم چون عین خیالشم نیس این همه مدت چی کشیدیم چقد اذیت شدم چقد تحقیر شدم و هنوزم بیخیاله منتظره یکی اماده بیاره بده بهش