2777
2789
عنوان

بنظرتون به شوهرم بگم یا نگم؟

| مشاهده متن کامل بحث + 692 بازدید | 65 پست
عزیزم شوهرت نه گفتن بلد نیست فردا همه کار رو میزارن رو دوش شما از الان ک هنوز راه نیوفتاده همه چیز ر ...

درمورد تایم کاری گفتم

شوهرم گفت که نه من تا هر وقت خسته نشم می مونم 

در مورد رفت و امد هم 

چون بابام اجازه نمیده اونجا زندگی کنم در هفته دو بار باید برم دوبار برگردم به شوهرم میگم خودم میرم و میام که یه موقع بخاطر مسیر خسته نشه و بخواد بگه بابات چرا اینجوری میکنه چرا نمیزاره بریم سر خونه زندگیمون

فعلا همه چیو به تن خریدم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب بگو چرا زن داداشت اسنپ نگیره بره؟ بهش بگو ک می‌ترسی رانندگی کنی و هزینه بالاس تا متوجه بشه اگه خی ...

میگم میگه نهایتش یه تصادفه 

تا تصادف نکنی راننده نمیشی

میگم اول زندگی باید پول جمع کنیم نه همشو بدیم اسنپ میگه هر چی دستتو باز بگیری خدا بیشتر میزاره تو دستت

اهان قرار نیست کلا شراکتی باشه پس ماشینو بفروشین مغازه مال خودتونه و خب کلی از دردسرا کم میشه

متاسفانه بازار ماشین هم خرابه 

و با فروشش اول باید عروسی بگیرم که از این رسم رسومات مسخره راحت شیم بعد سهم اونا رو بخریم

چجوری راهکار شما چیه که من آدم بده نشم؟ 

بنظرم بجای مطرح کردن 

رفت و آمد با اسنپ و اتوبوس رو از سر شوهرت بنداز 

یعنی مث امشب هی بگو نمیشه و بیا دنبالم

اگه شاکی شد بگو بابام خوشش نمیاد من مث طفیلی ها رفت و آمد کنم

عادتش بده به اینکه مجبور باشه بیاد

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.

بنظرم بجای مطرح کردن  رفت و آمد با اسنپ و اتوبوس رو از سر شوهرت بنداز  یعنی مث امشب هی ب ...

خوب بابام داره اذیت میکنه و نمیزاره زندگیمو کنم

فکر زندگیه من نیس 

فکر ابروشه که بگن دخترش بدون عروسی رفت خونه ی شوهر

شوهرمم ماهی 3 تومن داره اجاره ی خونه ی خالیو میده 

منم برای اینکه شوهرم نگه بخاطر بابات هفته ای 4 بار باطد از این شهر بریم اون شهر و دلخوری پیش نیاد

با اتوبوس میرم و میام و بابامم درکی نداره


درمورد تایم کاری گفتم شوهرم گفت که نه من تا هر وقت خسته نشم می مونم  در مورد رفت و امد هم&nbs ...

ن عزیزم هیچوقت خودت رو تحت فشار نزار ب شوهرت بگو بابام نمیزاره اگ مشکلی داری بیا باهاش حرف بزن برا تایم کاری هم قبول نکن بگو باید مشخص کنی اگ شریکیه تایم هم باید شریکی باشه من نیاز دارم پیش من باشی بجای مغازه 

خب اونا با پول طلاشون ماشین شما رو میخریدن. نمیشد؟

نه شعرهای سهراب، نه عاشقانه های شاملو، هیچ کدام مرهم بی قراری هایم نشد. کسی جز اخوان حال مرا درک نکرد.آنجاکه گفت: «کیستم جز تکه ای تنهایی»

حقیقتا خودتو دیگه کوچیک نکن

درسته شوهرته و باید کمکش کنی و همراهش باشی ولی پیش خانوادش و برادر شوهرت و حتس خانواده خودت اینجوری کوچیک میشی

مثل خانه به دوشا دو روز اینحا دو روز اونجا با اتوبوس این راه طولانیو تنها میری و برمیگرذی اون تایم طولانیو میمونی مغازه و عروسیم هنو نگرفتی و ....

من اگر بودم هیچوقت اینقد خودمو به زحمت نمینداختم.

بمون خونه وپدرت اخر هفته شوهرت بیاد ببرتت وجمعه یا شنبه برت گ ردونه


ن عزیزم هیچوقت خودت رو تحت فشار نزار ب شوهرت بگو بابام نمیزاره اگ مشکلی داری بیا باهاش حرف بزن برا ت ...

بابام ادم بی منطقی هست شوهرم باهاش حرف زد قبلا

بابام جوری رفتار کرد که خیلی کوچیک و کم ارزش شدم 

بخاطر همین دارم اینا رو تحمل میکنم

چون خانوادمم پشتم نیسن و جلوی شوهرم ارزشی برام قائل نیسن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792