چون نظر خواستی نظرمو میگم. کابری های دیگه لطفاً مداخله نکنن.
من خودم مخالف فرزند آوری هستم.
چون دوست ندارم رنج هستی و ناامنی این جهان (بلایای طبیعی،ویروس،جنگ، تجاوز) رو بهش هدیه بدم. دوست ندارم بیماری و مرگ رو بهش تحمیل کنم. زبان و جغرافیا و ژنیک و عقیده هارو بهش تحمیل کنم. اونی که متولد نمیشه، شاید از خوشی های احتمالی بی نصیب بمونه. ولی اونی که متولد میشه قطعا از رنج ها و بینصیب نمیمونه.
اینکه بخاطر لذت خودم و یا ارضای غریزه مادریم و یا ترس از پیری و تنهایی انسانی رو ناخواسته وارد جهانی کنم که هیچ تضمینی برای هیچ چیز نمیتونم بهش بدم. نمیتونم فقط تا نوک دماغم رو ببینم. من وجدانم قبول نمیکنه بیماری و یا مرگ بچمو ببینم و از تصورشم نفسم بند میاد. از خوش خیالی و مثبت نگری های بیجا هم متنفرم. باید همه ی ابعاد رو در نظر گرفت. هیچ تضمینی وجود نداره که من یا فرزندم چقدر عمر میکنیم.کم نیستن بچه های یتیم، بیماری های خاص، معلول،فوت شده. و یا اشخاصی که ترس از مرگ خود یا عزیزانشون رو دارن. از هرجهت این چرخه معیوب و غیر اخلاقیه. اگر فرزندی آوردم و با این قضایا مواجه شدم پس آگاهانه به رنج خود و دیگری دست زدم و حق شکایت ندارم. پس فاز قداست و فداکاری هم نمیتونم بگیرم.