به کاربر بود بنام خیلی خوشحال که میگفت شوهرم معجزه زندگیمه تازه ازدواج کرده بود با دوست برادرش میگفت خواستگار نداشتم تو روستا و خیلی زشت و داغون بودم خودش از دوست برادرش خواستگاری کرده بود بعد نامزدش کلی براش پول خرج کرده بود کل صورتشو از نو ساخته بود دندون نداشت دندوناشو درست کرده بود و خلاصه خیلی شوهر باحالی داشت. مدتیه ازش خبری نیس کسی ازش خبر نداره؟
يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.