2777
2789


خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی


بشنود یک نفر از نامزدش دل برده


مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی


که به پرونده ی جرم پسرش برخورده


خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ


بین دعوای پدر مادر خود گم شده است


خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق


که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است


خسته مثل پدری که پسر معتادش


غرق در درد خماری شده فریاد زده


مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس


پسرش پیش زنش بر سر او داد زده


خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم


دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است


مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند


زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است


خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه


که کسی غیر پرستار سراغش نرود


خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که


عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود


خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید


غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است


شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید


در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...


 علی صفری

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792